تفاوت کسب وکار با استارت آپ

آن‌چه که یک استارت‌آپ را از یک کسب وکار معمولی متمایز می‌کند

هنگامی‌که واژه‌ی استارت‌آپ شنیده می‌شود، ذهن مخاطب به صورت ناخودآگاه تعدادی جوان را تصور می‌کند که دور هم جمع شده و در حال ایده‌پردازی، توسعه و خدمات‌دهی به مشتریان هستند. در چنین مواقعی به احتمال زیاد ماهیت آن سرویس یا خدمت چندان مورد توجه قرار نمی گیرد و به عبارت ساده تر مفهوم استارتاپ تنها با ویژگی‌های ظاهری مورد قضاوت قرار می‌گیرد. درست به همین دلیل است که در بسیاری از اوقات تفاوت کسب وکار با استارت آپ قابل تشخیص نبوده و این دو مفهوم با یکدیگر جایگزین می‌شوند.

startup_Ideas_ebookکتاب الکترونیکی ایده‌های ناب استارتاپی را از لینک زیر دریافت کنید.


واقعیت‌ این است که استارت‌‌‌آپ‌ها نوع خاصی از کسب‌وکار هستند، اما به دلیل تفاوت‌های خاصی که بین آن‌ها با مصادیق عام کسب‌وکار وجود دارد، آن‌ها را استارت‌آپ می‌نامند. در ادامه سه تفاوت اصلی کسب‌وکارها با استارت‌آپ‌ها دارند بیان می‌شود.

اولین تفاوت کسب وکار با استارت آپ: رشد و مقیاس‌‌پذیری

اولین و اصلی‌ترین تمایز استارت‌آپ‌ها با کسب‌وکارها در میزان رشدشان است. استارت‌آپ‌ها معمولا کسب‌وکارهایی هستند که با تکنولوژی سر وکار دارند و بنابراین اغلب هیچ محدودیت زمانی، مکانی و جغرافیایی برای آن‌ها وجود ندارد. در واقع استارت‌آپ‌ها قادر هستند در یک لحظه به صدها نفر در جای‌جای دنیا خدمات ارائه کنند.

درست به همین دلیل است که هر شرکت تازه تاسیسی را نمی‌توان استارت‌آپ نامید؛ به عنوان مثال یک آرایشگاه تازه تاسیس یا یک شرکت تولیدکننده مسواک (حتی اگر یک محصول نوآورانه ساخته باشد)، نمیتوانند استارت‌آپ باشند چون هر دو این بنگاه‌های تجاری در لحظه تنها قادرند به تعداد نفرات محدودی ارایه خدمت نمایند، اما یک موتور جستجو از آن جهت استارت‌آپ است که به طور همزمان می‌تواند نیاز هزاران نفر را برآورده کرده و رشد آن نیز به صورت نمایی اتفاق می‌افتد.

دومین تفاوت کسب وکار با استارت آپ: دریافت سرمایه

یک کسب‌وکار معمولی در مراحل اولیه‌ی شکل‌گیری خود به دنبال درآمد ثابت و مکفی است. بنابراین هیچ نیازی به دریافت سرمایه و رشد کسب‌وکار خود ندارد. اما یک استارت‌آپ برای سریع‌تر کردن روند رشد نیازمند بودجه‌ی بسیار زیادتری است. استارت‌‌آپ‌ها معمولا با ریسک شروع می‌کند، چون می‌خواهد روندهای قبلی را در هم شکند و یک ایده‌ی جدید را پیاده‌سازی کند، این نیز دلیل دیگری برای دریافت سرمایه توسط آن‌هاست.

رایج‌‌ترین روش‌های دریافت سرمایه که این روزها بیشتر استارت‌آپ‌ها از آن‌ها استفاده می‌کنند، شتاب‌دهنده‌ها هستند. بسیاری از شتاب‌دهنده‌ها علاوه بر سرمایه‌گذاری، خدمات منتورینگ و فضای کاری نیز ارائه می‌کنند که باعث شده است همه‌ی کسب‌وکارها یه سمت آن‌ها روی بیاورند.

معرفی چند شتاب‌دهنده‌ی مشهور ایرانی

شتابدهنده‌ی آواتک

دوره شتابدهی آواتک یک دوره ۴ ماهه است که در کنار مربی‌گری، آموزش و فضای کاری، استارتاپ‌ها به سرمایه نقدی ۲۵ میلیون تومانی نیز دسترسی خواهند داشت. در ازای این سرمایه و خدمات استارتاپ‌ها ۸ تا ۱۵ درصد از سهام خود را به آواتک منتقل می‌کنند. این شتابدهنده توسط محسن ملایری ساخته شده است و هدف‌گذاری کوتاه‌مدت آن‌ها تا سال ۲۰۱۸ سرمایه‌گذاری روی ۱۰۰ استارت‌آپ است.

شتابدهنده‌ی دیموند

این گروه نماینده شتاب دهنده امریکایی Plug & Play بوده و توسط احمدرضا مسرور که هم‌اکنون نیز در Plug & play مشغول به کار است، تاسیس شده است. دیموند در مدت کوتاهی توانست علاوه بر تهران به شهرهایی هم‌چون تبریز و شیراز نیز توسعه پیدا کند.

علاوه بر این‌ها، شتابدهنده‌های دیگری نیز در این حوزه در حال فعالیت هستند که برخی از آن‌ها فینوا، مپس، تریگ‌اپ، نوپایار، سیمرغ، بردیا و … هستند. اگر در چنین مرحله‌ای قرار دارید، می‌توانید با بررسی شرایط هر کدام، بهترین گزینه را انتخاب نمایید.

سومین تفاوت کسب وکار با استارت آپ: ایده‌پردازی

در نهایت، سومین تفاوت بین استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارها در هویت ساخت آن‌ها است. کسب‌وکارها اغلب ایده‌های سنتی دارند، مثل آرایشگاه‌ها، رستوران‌ها، آژانس‌های بازاریابی و بسیاری از کسب‌وکارهای مشابه دیگر که ایده‌ی خاصی پشت آن‌ها وجود ندارد.

اما استارت‌آپ‌ها ایده‌های منحصربه‌فرد دارند، یعنی تا چند سال پیش هیچ اثری از آن‌ها نبود. آن‌ها اغلب شدیدا ریسک‌پذیر هستند و احتمال این‌که موفق نشوند هم زیاد است. با این حال، رشد بسیار زیاد آن‌ها هر کسی را مجاب می‌کند که به یک ایده‌ی متفاوت و سودآور فکر کند.

نتیجه‌گیری

آگاهی از این‌که آیا سرویس یا خدمات شما یک کسب‌وکار است یا یک استارت‌آپ از آن جهت لازم و ضروری به نظر می‌رسد که راه‌‌اندازی و طراحی استراتژی برای یک کسب‌وکار بسیار متفاوت با یک استارت‌آپ است. هم‌چنین قوانین حقوقی متفاوتی برای کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌ها وجود دارد. به عنوان مثال، صاحبان استارت‌آپ‌‌ها باید در زمینه‌هایی مثل حق کپی رایت، حریم خصوصی، فرآیندهای عملیاتی و موارد مشابه مجوزهای لازم را کسب کنند که اغلب اوقات به دلیل هویت ساختارشکنانه آن‌ها کاری بسیار چالشی است، اما کسب‌وکارها کافیست از ساختارهای سنتی صنعت خود تبعیت نموده و از بین آن‌ها چارچوب مناسبی را برای خود انتخاب کنند.

ابزار برنامه‌ریزی بازار با اکسل

هم‌چنین استارت‌آپ‌ها باید از لحاظ استراتژی، برندینگ، تبلیغات و بازاریابی به شیوه‌ای متفاوت و جنجالی‌تر عمل کنند. به همین دلیل، شما باید از ابتدای شروع سرویس‌دهی بدانید که یک کسب‌وکار هستید و یا یک استارت‌آپ!